متن آهتگ Show Me The Meaningاز گروه back street boys..........

Show me the meaning of being lonely

معنی تنها بودن رو به من نشون بده

 

So many words for the broken heart

خیلی از جملات برای یک قلب شکسته

It's hard to see in a crimson love

در یک عشق آتشین شنیدنشون خیلی سخته

So hard to breathe

نفست رو تنگ می کنن

Walk with me, and maybe

با من بیا، و شاید. . .

 

Nights of light so soon become

شبهایت تبدیل به چراغهای نورانی خواهد شد

Wild and free I could feel the sun

وحشی و آزاد، می تونستم خورشید رو احساس کنم

Your every wish will be done ,They tell me

بهم می گن به تمام آرزوهایت خواهی رسید

 

 

Show me the meaning of being lonely

معنی تنها بودن رو به من نشون بده

Is this the feeling I need to walk with

آیا این همون احساسی هست که باید باهاش کنار بیام

Tell me why

به من بگو چرا

I can't be there where you are

نمی تونم اونجایی که هستی باشم!

There's something missing in my heart

(احساس می کنم) چیزی رو تو قلبم گم کردم

 

Life goes on as it never ends

زندگی بی پایان ادامه پیدا می کنه

Eyes of stone observe the trends

چشمان سرد و بی روح، چرخشش رو تماشا می کنن

They never say forever gains if only

 

 

Guilty roads to an endless love

جاده های محکومی وجود دارن که به عشقی بی پایان راه دارن

There's no control

بی آنکه کنترلی روی اونا داشته باشی

Are you with me now

ایا به چیزهایی که می گم باور داری؟

Your every wish will be done ,They tell me

بهم می گن به تمام آرزوهایت خواهی رسید

 

 

 

Show me the meaning of being lonely

معنی تنها بودن رو به من نشون بده

Is this the feeling I need to walk with

آیا این همون احساسی هست که باید باهاش کنار بیام

Tell me why

به من بگو چرا

I can't be there where you are

نمی تونم اونجایی که هستی باشم!

There's something missing in my heart

(احساس می کنم) چیزی رو تو قلبم گم کردم

 

 

There's nowhere to run

جایی برای فرار وجود نداره

I have no place to go

جایی برای رفتن ندارم

Surrender my heart' body and soul

 

How can it be you're asking me

چطور می تونی ازم بخوای

To feel the things you never show

تا چیزهایی رو احساس کنم که هیچوقت بهم نشون ندادی!

 

You are missing in my heart

جات تو دلم خیلی خالیه

Tell me why

به من بگو چرا

I can't be there where you are

نمی تونم اونجایی که هستی باشم!

 

 

Show me the meaning of being lonely

معنی تنها بودن رو به من نشون بده

Is this the feeling I need to walk with

آیا این همون احساسی هست که باید باهاش کنار بیام

Tell me why

به من بگو چرا

I can't be there where you are

نمی تونم اونجایی که هستی باشم!

There's something missing in my heart

(احساس می کنم) چیزی رو تو قلبم گم کردم

 

 

Show me the meaning of being lonely (being lonely)

معنی تنها بودن رو به من نشون بده

 

Is this the feeling I need to walk with

آیا این همون احساسی هست که باید باهاش کنار بیام

Tell me why

به من بگو چرا

I can't be there where you are

نمی تونم اونجایی که هستی باشم!

There's something missing in my heart

(احساس می کنم) چیزی رو تو قلبم گم کردم

 

عشق افسانه ایی.........

عشقمون با گذر زمان افسانه ای میشه
مثل گل اقاقیا افلاطونی میشه
یه جوری خاص از دوست داشتن
برای یه عمر پیش هم موندن
یه خاطره ناب از روزای آشنائی
با هم بودن و چشمکهای یواشکی
قصه ، قصه ای دیگه از عشق میشه
یه فرهاد دیگه به قصه های ایرانی اضافه میشه
من و تو باهم و در کنار هم
پل ها رو می سازیم برای هم
یه روز قهر یه روز آشتی
آشتنی کنونی که تو برام می سازی
یه روز شادی یه روز تلخی
روزی که دوباره عاشقم میشی
روزی می رسه که دیگه بهت شکی ندارم
تو رو مثل یه تکیه گاه واقعی دوست دارم...

سخت......

چقدر سخته تو چشمهاي کسي که تمام عشقت رو دزديد و
به جاش يه زخم هميشگي رو قلبت بهت هديه داد ، زُل بزني و
به جاي اينکه لبريز از کينه و نفرت باشي ، حس کني
هنوز دوستش داري
چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بزني
که يکبار زير آوار غرورش همه وجودت له شد.
چقدر سخته که تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني
اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بهش بگي
چقدر سخته وقتي پشتت بهشه ، دونه هاي اشک ،
گونه هات رو خيس کنه ،اما مجبور باشي بخندي تا
نفهمه که هنوز دوسش داري
چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ ديگري ببني و
هزار بار توي خودت بشکني و زير لب بگي ...

                                                 

                                                 ... نه نمیتونم چیزی بگم ...

چقدر سخت است بی او نفس کشیدن...

وقتی که دیگر مرا دوست نداشت،

من به بودنش نیازمند شدم      

وقتی دیگر نمی توانست مرا ببیند،

من به انتظار نشستن آمدم        

 

  وقتی او تمام شد        من آغاز شدم

  وقتی او تمام کرد        من آغاز کردم

 

و چه سخت است تنها متولد شدن…

مثل تنها زندگی کردن..

و مثل تنها مردن...!!!

غصه نخور عزیزم...


غصه نخور عزیزم

دلت تنها نمی شه

هر جای دنیا باشی

تو قلبمی همیشه

حرف دلم همینه

عشق تو بهترینه

تا تو هستی تو قلبم

قلبم عاشق ترینه

«غصه نخور یه روزی

دلت با من نباشه

قشنگی عشقمون

به بیقراری هاشه

غصه نخور که نیستم

تویی تو خاطراتم

بدون تا آخر عمر

همیشه چشم به راتم»

غصه نخور دل من

دل به کسی نمی ده

عشق تو خیلی وقته

تو قلب من دمیده

حالا ای هم زبونم

به عشق تو میخونم

تویی تنها کسی که

به خاطرش میمونم

«غصه نخور یه روزی

دلت با من نباشه

قشنگی عشقمون

به بیقراری هاشه

غصه نخور که نیستم

تویی تو خاطراتم

بدون تا آخر عمر

همیشه چشم به راتم

دنیارو عشقه...

«دنیا رو عشقه، اگه با هم باشیم

دنیا پرعشقه، اگه بی غم باشیم

دنیا بهشته، کنار هم باشیم

دنیا را پرعشقه، دنیا بهشته»

نمون تو گذشته ای که برنگشته

پاشو عهد عاشقیتو ببند

احساس من باش و دنیای من باش و

پاشو دستامو بگیر و بخند

به دلت راه نده عشقی که دروغه

دلتا نبند به قلبی که شلوغه

قلبتا بسپار به خدای آسمون

اونی که عشقو می ذاره تو دل هامون

«دنیا رو عشقه اگه با هم باشیم

دنیا پر عشقه اگه بی غم باشیم

دنیا بهشته، کنار هم باشیم

دنیا را پرعشقه، دنیا بهشته»

اون که عاشقته، کنارت می مونه

وقتی نیستی پیشش، به یادت می مونه

بادلی پر از غم، دوری تو هر دم

دلشو می رنجونه

دستت رو بده من،سرتا بگیر بالا

رو به آسمونا، به خدای کهکشونا

بگو خدای مهربونم

عشقمون همین جوری بمونه

نمون تو گذشته ای که برنگشته

پاشو عهد عاشقیتو ببند

احساس من باش و دنیای من باش و

پاشو دستامو بگیر و بخند

به دلت راه نده عشقی که دروغه

دلتا نبند به قلبی که شلوغه

قلبتا بسپار به خدای آسمون

اونی که عشقو می ذاره تو دل هامون

«دنیا رو عشقه اگه با هم باشیم

دنیا پر عشقه اگه بی غم باشیم

دنیا بهشته، کنار هم باشیم

دنیا را پرعشقه، دنیا بهشته»

خدایا............

 خدایا!پریشانم چه میخواهی توازجانم.؟ مرا بی آنكه خودخواهم اسیرزندگی كردي, خداوندا

تومسؤلی به

 این آغاز و پایانم!خداوندا تو میدانی كه انسان بودن و ماندن چه دشواراست ,چه رنجی میكشد

آن كس

 كه انسان است و از احساس سرشاراست!

 

دوستت دارم...

هر غروب در افق پدیدار می‌شوی

در دورترین فاصله‌ها

آنجا که آسمان و زمین به هم می‌رسند،

من نامت را فریاد می‌زنم

و آهسته می‌گویم: “دوستت دارم"

اما واژه هایم در هیاهو گم می‌شود

و صدایم به تو نمی‌رسد

نگاهت می‌کنم

می‌خواهم چشمانم به تو بگویند “دوستت دارم

اما نگاهم در غبار گم می‌شود

و هرگز به تو نمی‌رسد...

پیمان با...

می خواهم امشب از ماه قول بگیرم که هر وقت دلم برایت تنگ شد

 

در دایره حضورش تو را به من نشان دهد

 

می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم

 

هر وقت دلم هوای تو را کرد

 

عطر حضور مهربان تو را با من هم قسمت کنند

 

می خواهم امشب با دریای خاطره ها قرار بگذارم

 

که هروقت امواج پر تلاطم یادها خواستند قایق احساس مرا بشکنند

 

دست امید و آرزوی تو مرا نجات دهد

 

می خواهم امشب با تمام قلب هایی که احساس مرا می فهمند و می شنوند

 

پیمان ببندم که هر وقت صدای قلب بی قرار م را هم شنیدند

 

عشقم را سوار بر ضربانهای بی تابی به تو برسانند....

 

دلیل عشق...

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟

 

پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم

 

دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی

عاشقم

هستی ؟!!!!

 

پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم

 

دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم . شوهر دوستم به راحتی دلیل

 

دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!!

 

پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی

چون صدای تو گیراست

 

چون جذاب و دوست داشتنی هستی

 

چون باملاحظه و بافکر هستی

 

چون به من توجه و محبت می کنی

 

تو را به خاطر لبخندت دوست دارم

 

به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم

 

دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد

 

چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت

 

پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت

 

نامه بدین شرح بود :

 

عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی پس

 

نمی توانم دوستت داشته باشم

 

دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت کردن به من

 

نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم

 

تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا اکنون می توانی بخندی ؟ می توانی

 

هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم

 

اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای دوست داشتنت

 

ندارم

 

آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار؟

 

نه

 

و من هنوز دوستت دارم . عاشقت هستم

خيانت......

مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به  او گفت :

 
-  می  خواهم ازدواج کنم . پدر خوشحال شد و پرسید :

   

-   نام دختر چیست ؟   مرد جوان گفت :

 

-   نامش سامانتا است و  در محله ما زندگی می کند . پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید  و

 

گفت :

 

-  من متاسفم به جهت  این حرف که می زنم . اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج  کنی چون

 

 او خواهر توست . خواهش می کنم از این موضوع چیزی  به مادرت نگو . مرد جوان نام سه

 

 دختر دیگر را  آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود . با  ناراحتی نزد مادر

 

 خود رفت و گفت :

 

-  مادر من می خواهم  ازدواج کنم اما نام هر دختری را می آورم پدر می گوید که او  خواهر

 

توست ! و نباید به تو بگویم . مادرش لبخند زد و گفت :

   

-  نگران نباش پسرم .  تو با هریک از این دخترها که خواستی می توانی ازدواج کنی .  چون

 

 تو پسر او نیستی . . . !

نامه ایی به یک روسپی.....

راستی روسپی!

از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد

 

 که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی

 

 بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است !


مگر هردو از یک تن نیست؟

 
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت

 

 دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.


(( فریدون فرخزاد ))